خواب تو

چهارشنبه, 24 ارديبهشت 1393 ساعت 10:21

من شبی خواب تو را دیدم و شیدا گشتم
از خودم گم شدم و در تو هویدا گشتم

قصر رنگین و قمر، قرص و هوا، بی مانند
این همه بود و تو را دیدم و پیدا گشتم

بر لبت بوسه ی سرخی بنشاندم گویی
صبح شیرین به تن خسته ی یلدا گشتم

نفست خورد به من، نفخه ای از سور آمد
به یخ و سردی و پاییز مسیحا گشتم

دست در دست تو و دل به تو بستم تا صبح
بعد از آن بحر به دل، با ید بیضا گشتم

پیچش موی تو چون تار و رخت چون خورشید
چنگ میزد دو لبت، مست تماشا گشتم

حسین شکرزاده
اسفند ماه 1392

تعداد بازدید 3792 دفعه

نوشتن دیدگاه


/component/jcomments/captcha/50850.html
تصویر امنیتی جدید

استفاده از مطالب با ذکر منبع بلا مانع است.